درس 53 : وحى از نظر لغت و قرآن
هر نوع ادراك سرى و پنهانى را از نظر لغت « وحى » مىگويند و اگر به آهسته سخن گفتن « وحى » مىگويند ، از اين نظر است كه گوينده به طور سرى مىخواهد مخاطب را از مقصد خود آگاه سازد و ديگرى متوجه نگردد .
در قرآن مجيد اين لفظ در معانى گوناگونى به كار رفته است ، ولى همهء اين معانى به ريشهء واحدى كه بيان گرديد برمىگردند . اينك برخى از اين معانى :
1 . آشنا ساختن موجودات به وظايف خود به طورى كه هر موجودى به وظيفهء تكوينى خود عمل كند ؛ مانند :
« فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَمواتٍ فِى يَوْمَيْنِ وَأَوْحى فِى كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها » ؛ « 1 »
آنها را در ظرف دو روز به صورت هفت آسمان قرار داد و وظيفهء هر آسمانى را برعهدهء آن نهاد . و از اين طريق هر آسمانى به وظايف خود آشنا گرديد .
2 . درك غريزى ؛ مانند :
« وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِى مِنَ الجِبالِ بُيُوتاً » ؛ « 2 »
خداى تو ، به زنبور « وحى » نمود كه از كوهها براى خود لانه گيرد .
بنابراين كليهء فعاليتهاى اين حشره و حشرات ديگر از قبيل لانهسازى و
هامش
( 1 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 12 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 68 .