جزء محالات نيست ، ولى اسباب عادى آن اين است كه با وسيلهءباربرى و يا جرثقيل و يا وسايل نقليهء ديگر ، اين كار انجام مىگيرد و هرگز ديده نشده است كه جسم سنگين با يك دعا و يا يك نگاه از نقطهاى به نقطهء ديگر منتقل گردد و اين كار بر خلاف جريان عادى است و از حدود نظام علل و معلولاتى كه علم و عادت براى اين نوع كارها تعيين نموده بيرون است و به اصطلاح عادتاً محال شمرده مىشود و در عين حال چنين كارى با وسيلهاى غير عادى عقلًا و ذاتاً محال نيست ، زيرا در صورت دوم ، همان كار انجام مىگيرد كه در صورت نخست انجام مىشد ، چيزى كه هست عامل ، در صورت نخست براى انجام آن ، از اسباب عادى و معمولى استفاده مىكند و در صورت دوم از اسباب غير عادى و خارج از متعارف مدد مىگيرد و اگر نفس كار ، كار محالى بود بايد در هر دو صورت محال باشد .
علت اين كه ما از ديدن و شنيدن كار دوم در شگفت مىمانيم اين است كه از روزى كه چشم به جهان گشودهايم حركت اجسام را در پرتو عوامل و اسباب ظاهرى ديدهايم و بس و هرگز انجام چنين كارى را از طريق اسباب غير عادى ، يعنى به اتكاى نيروى الهى و غيبى مشاهده نكردهايم . پس چنين كارى بر خلاف عادت خواهد بود نه بر خلاف عقل ، خرق عادت خواهد بود ، نه خرق قوانين عقل .
2 . روزى بود كه معالجهء نابينايان مادرزاد و يا مبتلايان بيمارى « سل » از حيطهء قدرت بشر خارج بود ، با اين كه رفع و علاج چنين نقص و يا بيمارى امكان داشت ، دست بشر بر اثر قصور و كوتاهى قدرت علمى ، به آن نمىرسيد ولى پس از قرون متمادى ، بشر در راه علم و تمدن گامهاى بلندى برداشت و اين نوع بيمارىهاى سركش را تا حدى مهار نمود .
پيروزى بر چنين بيمارىها از دو راه ممكن است : يكى اين كه از طريق عوامل متعارف و اسباب عادى وارد شويم ؛ مثلًا بر روى پردههاى چشم عمل جراحى
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٤٧