گذشته از اين ، صفحات تاريخ گواهى مىدهد كه در ادوار گذشته يك مشت مردم جاه طلب براى هوسهاى زودگذر مادى ، مدعى رسالت و نبوت شده و گروهى از ساده دلان را فريب دادهاند و گاهى با يك سلسله دسيسهبازى و صحنهسازى محيط كوچكى را تحت نفوذ خود درآورده و گاه منطقهاى را متوجه خود ساختهاند .
روى اين دو جهت ( كه فطرت هيچ انسانى اجازه نمىدهد ادعايى را بدون دليل بپذيرد پيامبران تقلبى در طول تاريخ وجود داشتهاند ) بايد ادعاى مدعى نبوت با دليل قاطعى همراه باشد .
از اين نظر دانشمندان عقايد براى شناسايى پيامبران ، طرق و نشانههايى معين كردهاند كه هر كدام از آنها مىتواند سند زندهاى براى حقانيت مدعى نبوت باشد . « 1 »
يكى از دلايل ارتباط پيامبران با جهان غيب و اين كه آنان برانگيختگان خداومأموران الهى مىباشند ، معجزههاى آنان است . پيامبران ، همواره در طولتاريخ به معجزههاى خود استناد جسته و آن را سند حقانيت خود مىدانستندو مردم جهان آنها را روشنترين گواه بر صدق گفتار و ارتباط آنان با مقام ربوبىتلقى مىنمودند تا آن جا كه گاهى انسان از شنيدن لفظ « پيامبر » و « امام » بهياد اعجازهاى آنان مىافتد ، گويا ميان اين دو ، نوعى ملازمه وجود دارد كه انسان به حكم « تداعى معانى » از شنيدن نام يكى به ديگرى منتقل مىشود . دراين جا براى اين كه حقيقت اعجاز به صورت صحيح روشن گردد ،
هامش
( 1 ) .