هنگامى كه راننده پا روى ترمز مىگذارد ، وضع زندگى دگرگون مىشود و از خواب و غفلت بيدار مىگردد . بلاها و مصايب نيز كه چرخهاى زندگى را از گردش باز مىدارند و زنگ توقف را به صدا در مىآورند ، در حقيقت مانند ترمزى است كه بشر را از خواب و غفلت كه نتيجهء زندگى شيرين است ، بيدار مىكند .
قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَما أَرْسَلْنا فِى قَرْيَةٍ مِنْ نَبِىٍّ إِلّا أَخَذنا أَهْلَها بِالبَأْساءِ وَالضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ » ؛ « 1 »
هيچ پيامبرى را در هيچ دهكده و شهرى نفرستاديم مگر آن كه مردم آنها را بهشدت و سختى دچار نموديم تا شايد ( متنبه شده و ) به ما متوجه شوند .
« وَلَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الَّثمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ » ؛ « 2 »
قوم فرعون را به خشكسالى و كمى ميوه دچار نموديم تا شايد متذكر گردند .
در حقيقت مصايب و بلاها مانند سيلىهاى سخت و گران آن پزشك حاذق است كه پس از انجام عمل جراحى به چهرهء بيمار كه در بىهوشى فرو رفته مىنوازد و او را با ضربههاى سخت از خواب گران كه ممكن است به قيمت جان او تمام شود ، بيدار مىكند ؛ و گويى بلاها و مصايب ، نعمتهايى است كه به صورت قهر تجلى مىكند .
هر گاه انسان از اين پيشامدهاى ناگوار ، بهرهء معنوى بَرد و به راستى بيدار گردد ، اين پيشآمدها براى او لطف ، احسان و نيكى خواهد بود ، ولى اگر باز هم از خواب بيدار نشود آن جاست كه بايد گفت : اين شخص گرفتار مصيبت شده است ، چه مصيبتى از اين بالاتر كه وسيلهء خوشبختى و بيدارى انسان پيش بيايد ، ولى باز او توجه نكند و به خواب ادامه دهد .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 94 .
( 2 ) . همان ، آيهء 130 .