پيوستگى است و هدف از زندگى چند روزه جز اين نيست كه انسان خود را براى يك زندگى كاملتر آماده سازد .
واضح است كه كيفيت زندگى جاودانى در آن سرا ، مربوط به نحوهء كردار و رفتار و زندگى ما در اين جهان مىباشد و آنچه در اين جهان كاشتهايم در سراى ديگر درو خواهيم كرد . زندگى بشر مانند آن بازرگانى است كه بخشى از عمر خود را صرف تجارت و بازرگانى مىكند سپس از كار و كوشش دست مىكشد و از سود فعاليتهاى گذشتهء خود به زندگى ادامه مىدهد .
دليل جاودانى بودن انسان
دانشمندان دلايل جاودانى بودن انسان را با بيانهاى گوناگون ثابت نمودهاند ، يكى از آنها اين است كه انسان هميشه توجه به آينده دارد و يكى از آرزوهاى او جاويدان ماندن است ؛ ميل به جاودان ماندن در تمام انسانها موجود است .
جانداران از خطى كه جان آنها را تهديد مىكند مىگريزند و همگى ميل به حفظ حيات و زندگى موجود خود دارند و در انسان علاوه بر اينها آرزوى خلود و ابديت نيز هست و از آن جا كه در نظام طبيعت هيچ ميلى گزاف و بيهوده نيست ، مىتوان آن را گواه بر بقاى انسان پس از مرگ دانست . به عبارت ديگر ، هر ميل و احساسى كه در انسان به صورت اصيل خودنمايى كند ، خود گواه بر وجود كمال بالاترى است كه اين حس آن را تعقيب مىكند ؛ مثلًا حس كنجكاوى كه پديدآورندهء علوم و صنايع است ، خود گواه بر وجود علومى است كه به آن حس ، عليت و تحرك مىبخشد ؛ حس زيباخواهى و زيبادوستى دليل بر وجود زيبايى هاست كه اين حس آنها را تعقيب مىكند ؛ حس تشنگى گواه بر وجود آب است ، اگر آب نبود تشنگى وجود نداشت و همين طور اگر جاودانگى ، خلود و ابديت براى انسان نبود ، ميل به آن در نهاد او قرار داده نمىشد .
قرآن مجيد هم هدف از آفرينش انسان را بازگشت به سوى خدا كه نشانهء خلود