و جاودانى بودن اوست ، بيان مىكند :
« أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ » ؛ « 1 »
آيا تصور مىكنيد كه شما را بيهوده آفريدهايم و شما به سوى ما باز نخواهيد گشت .
و نيز در روايات وارد شده است كه مرگ كوچ كردن از منزلى است به منزل ديگر ( نه اين كه نيستى و فنا باشد ) .
پاسخ سؤال سوم
اختلاف استعدادها چرا ؟
ايراد كنندگان ، از يك اصل اساسى غفلت كردهاند و آن اين كه اختلاف در ذوق ، هوش و درك مايهء بقاى زندگى اجتماعى انسان است و اگر همهء افراد از نظر ذوق و استعداد يكنواخت بودند رشتهء زندگى اجتماعى از هم مىگسست ؛ زيرا اختلاف ذوقها سبب مىشود كه افراد جامعه به صورت فردى در آيند كه داراى اعضاى مختلف بوده و هر عضوى از او رافع قسمتى از نيازهاى او باشد .
روانشناسان مىگويند : تمام افراد بشر با استعدادهاى ويژهاى آفريده شدهاند ، آنچه مهم است اين است كه شخص ذوق خود را دريابد و بداند كه عقربهء استعداد خود را بايد به چه سمتى متوجه سازد و در اين صورت مأيوسترين افراد مىتوانند در كارى كه شروع مىكنند پيروزى كامل به دست آورند .
در جهان فردى را پيدا نمىكنيم كه براى هيچ كارى شايستگى نداشته باشد و هيچ نوع كار اجتماعى از دست او بر نيايد ، چيزى كه هست اين ما هستيم كه برخى از كارها را پر اهميت و بعضى ديگر را بىاهميت جلوه مىدهيم و سرانجام گروهى را كه به آن كارهاى به اصطلاح غير مهم دست مىزنند به روز سياه
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 115 .