نظام استوار كه در عالم جانداران و گياهان به خوبى ديده مىشود هنگامى دليل بر وجود صانع حكيم مىشود به يكباره و آنى وجود پيدا كرده باشد . به گمان مادىها اگر به طور تدريجى صورت گرفته باشد ، يعنى در طى ميليونها سال اين نظام پيدا شده باشد دليل بر اين نخواهد بود كه جهان خلقت با هدف و اندازهگيرى و تدبير به وجود آمده است .
پاسخ مطلب اول
اولًا ، نظريهء تحول انواع ، خواه به طور تدريجى و خواه به طور دفعى ، يك نظريهء متزلزل و لرزانى بيش نيست كه پس از عصر داروين به صورتهاى مختلف بيان و مردود شناخته شد . نظريهء تكامل تدريجى - كه داروين بر آن زياد تكيه مىكرد بر چهار اصل استوار بود كه اكنون همهء آن چهار اصل مردود شناخته شده است .
گواه روشن بر متزلزل بودن اين فرضيه همان ظهور مكتبهاى مختلف و گوناگونى است كه پيش از داروين و بعد از او پديد آمدهاند و براى ما روشن نيست كه در آينده چه مكتبهاى ديگرى كه هر كدام مدعى بطلان ديگرى است پديد خواهد آمد .
ثانياً ، اگر مسألهء تكامل و تحول انواع ، آن چنان ثابت شد كه در رديف مسائل بديهى و غير قابل انكار قرار گرفت در اين موقع مىتوان مضامين كتاب مقدس را طورى توجيه كرد كه با اين نظريه منافات نداشته باشد ؛ زيرا صراحت كتاب مقدس در اين باره آن چنان نيست كه قابل تأويل و توجيه نباشد .
ثالثاً ، ثبوت نظريهءتكامل و بر فرض منافات داشتن آن با كتاب مقدس ، هرگز ثابت نمىكند كه خدايى در كار نيست ؛ زيرا هرگاه وجود صانع با دلايل قطعى و روشن ثابت شد منافات داشتنِ نظريهء تكامل با كتاب مقدس نبايد موجب سلب ايمان به خدا گردد ، بلكه در صورت قطعى بودن آن نظريه و قابل توجيه نبودن
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٣٢