شد و مكتب ماديگرى ميان گروهى انتشار يافت .
چيزى كه اين حس بدبينى را نسبت به آرا و افكار ديرينه تشديد نمود همان غرور علمى نابهنگامى بود كه دامنگير دانشمندان آن زمان گرديد .
آنان با كشف قسمتى از مجهولات ، تصور مىكردند كه بر تمام اسرار جهان دست يافته و رازهاى نهفته را فاش كردهاند .
ناگفته پيداست كه غرور ، بزرگترين حجاب و پردهاى است كه ميان ديدهء عقل و حقيقت كشيده مىشود و يك فرد واقع جو ، هر چه هم با بال هاى علم در فضاى بى كران هستى به سير بپردازد باز بايد مغز و انديشهء خود را در برابر اين جهان باعظمت به مراتب كوچكتر از آن بداند كه بپندارد بر تمام مشكلات جهان دست يافته است .
اين غرور علمى ، ديرى نپاييد و كشف اسرار قسمتى ديگر از طبيعت سبب شد كه بشر به مجهولات بيشترى اعتراف بنمايد و هرچه دانش او بالا برود بر حيرت و سرگردانى او در توجيه اسرار آفرينش افزوده شود .
اروپاى قرن بيستم با اروپاى مادى قرن نوزدهم خيلى تفاوت كرده است .
ديگر افتخار و ابتكار علما و دانشمندان بر انكار حقايق ماوراى محسوس نيست ، بلكه اين انكار و شك در محسوسات نيز گسترش يافته است .
و از همه مهمتر اين كه وعدهها و مژدههاى محققان و مخترعان ابتداى قرن - كه گفته بودند : علم و صنعت و سرمايهدارى و رژيمهاى آزاد ، معضلات و مشكلات زندگى و بيچارگىهاى بشريت را محو خواهد كرد ، و به جايش دانايى ، توانايى و آسايش برقرار خواهد ساخت پوچ در آمده است ، بلكه با نگرانىها ، گرفتارىها و مسائل جديدى رو به رو شدهاند و خواه ناخواه به نداى فطرت خود كه وجود خداى دانا ، توانا و حكيم را تصديق مىكند پاسخ مثبت دادهاند و هر آن از او استمداد مىطلبند ؛ يعنى معتقدند كه از راه ايمان به خداوند و مذهب بايد بسيارى از مشكلات را حل كرد .
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٣٥