2 . فقدان يك مكتب فلسفى صحيح
هنگامى كه غرب از نظر علمى به پيشرفتهاى قابل ملاحظهاى دست يافت و بسيارى از فرضيههاى رياضى ، طبيعى و نجومى را زير و رو كرد يك مكتب فلسفى جامع كه بتواند پاسخگوى مسائل و مشكلات دانشمندان در زمينهء خدا و مذهب باشد وجود نداشت و هم اكنون نيز با اين كه صدها سال از نهضت علمى غرب مىگذرد و جهان غرب گامهاى بلندى در زمينهء علم برداشته ، ولى هنوز نتوانسته است يك سيستم فلسفى همه جانبهاى را كه پاسخگوى شبهات و اشكالات باشد عرضه بدارد . فقدان يك چنين مكتب ، به خصوص در گذشته آنان را در زمينهء خداشناسى دچار يك سلسله سؤالات و اشكالات مىكرد ، و چون پاسخى براى پرسشهاى خود نمىيافتند ، خدا و ماوراى طبيعت را به كلى انكار مىكردند .
مثلًا يكى از دستاويزهاى گروهى از مادىها اين بوده كه مىگفتهاند : چون ما خدا را نمىبينيم و او را با دست لمس نمىكنيم پس به وجود او ايمان نمىآوريم .
و در برابر اين منطق ، يك مكتب صحيحى نبوده كه به آنها بفهماند كه وسيلهء شناخت و پى بردن به وجود چيزها تنها منحصر به چشم يا ساير قواى ظاهرى نيست و حواس و قواى عقلانى هم يكى از بزرگترين ابزار شناخت و درك واقعيات است و اگر عقل و خرد وجود چيزى را تصديق كرد ، صحيح نيست به بهانهء اين كه از وجود او در آزمايشگاهها اثرى نيست آن را انكار كنيم .