مىكند و مىگويد :
« فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ
« 1 » ؛
چرا دستبندهاى طلا براى او از جانب خدا فرستاده نمىشود ، چرا فرشتگان همراه او نيستند ؟ »
تو گويى ، يكى از نشانههاى نبوت ، داشتن سيموزر و آمدن فرشتگان با مدعى نبوت است .
« فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
« 2 » ؛
قوم خود را سبك شمرد ، آنان نيز از او اطاعت كردند ، زيرا از اطاعت خدا بيرون رفته بودند » .
قطعا اگر گروهى از نظر عقل و درك ، سبك باشند ، قهرا تحت تأثير اين نوع سخنان بىاساس واقع مىشوند . با ارائهء اين دو نمونه ، بعيد نخواهيد شمرد كه ماديهاى عصر حاضر ، براى فريب دادن جوانان پاكدل ، براى بازدارى آنها از گرايشهاى مذهبى ، صبر و بردبارى را از عوامل تخدير بشمارند ، درصورتىكه قرآن آن را از عوامل پيروزى در ميدان نبرد و صحنههاى خونين مىشمارد و آنجا كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ
« 3 » ؛
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 53 .
( 2 ) . همان ، آيهء 54 .
( 3 ) . انفال ( 8 ) آيهء 65 .