علت آن را مفسران يادآور شدهاند ، مىگويند : آيهء نخست ، مربوط به جنگ بدر است و مسلمانان در آن زمان از استقامت برخوردار بودند و آيهء دوم ، مربوط به گروههايى است كه بعدا وارد اسلام شده بودند و صلابت نفرات و مقاومت گروه نخستين را نداشتند .
در هر صورت ، صبر و بردبارى در هر دو آيه ، مايهء پيروزى بر دشمن معرفى گرديده ، نه مايهء ستمكشى و توسرىخورى .
تنها ، اين آيه نيست كه صبر و بردبارى را مايهء پيروزى مىداند ، بلكه در آيهء زير ، اين حقيقت به روشنى تجلىگر مىباشد :
« وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ
« 1 » ؛
وقتى طالوت و سربازانش با جالوت روبهرو شدند ، همگى گفتند :
پروردگارا ، به ما صبر و استقامت عنايت فرما و گامهاى ما را در ميدان نبرد استوار گردان و ما را بر ضد كافران كمك بنما ! »
آنان در اين آيه ، از خداوند سه مطلب خواستند :
1 .
« أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً »
به ما صبر بده ؛
2 .
« ثَبِّتْ أَقْدامَنا »
گامهاى ما را استوار فرما ؛
3 .
« وَ انْصُرْنا »
ما را كمك كن .
از مقارنه و كنار هم قرار گرفتن صبر با دو صفت ديگر ، حقيقت و واقعيت صبر روشن مىگردد و معلوم مىشود كه صبر با استوارى ،
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 250 .