2 . قرآن مجيد از يكى از ستمگران جبّار روزگار ، تحريف را نقل مىكند كه در باب تحريف نمونه است و به روشنى مىرساند كه اين گروه ، پيوسته از بىفكرى مردم به نفع خود استفاده مىكردند ؛ اينك بيان اين نمونه :
موسى در ميدان مبارزه با فرعون ، پيروز گرديد و حقانيّت و استوارى مدّعاى او در مراحل مختلفى روشن شد . فرعون براى جبران شكست خود از بىفكرى و عقبماندگى عقلى مردم ، استفاده كرد و گفت :
« أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ
« 1 » ؛
آيا فرمانروايى مصر از من نيست و اين چشمهها از زير قصر من نمىگذرد ؟
چرا نمىبينيد » .
فرعون فرمانروايى خود را بر پهنهء مصر و آبهاى فراوان كشور به رخ ملت مىكشد ، درصورتىكه فرمانروايى و داشتن آب و ملك ، نشانهء خدايى و تصحيحكنندهء ادعاى او نيست ، جز اينكه مىخواهد حقيقت را تحريف كند و به خدايى دروغين خود ادامه دهد و به چيزى كه اصلا به ادعاى او ربطى ندارد ، رنگ دليل و برهان بزند .
فرعون در اين سخن ، قيافهء دفاعى براى خود داشت و مىخواست ، از مقام الوهيت خود ، دفاع نمايد ، ولى او در سخن بعدى اوج مىگيرد و به عنوان يك فرد مهاجم از نبوت موسى انتقاد
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 51 .