قرآن در آيه مورد بحث مىفرمايد :
« أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا » .
به خاطر همين اهميت عظيم است كه در احاديث اسلامى ، مقام صبر نسبت به ايمان ، به موقعيت سر نسبت به بدن تشبيه شده است ، زيرا تمام وسايل ارتباطى انسان با مقام خارج ، در سر مستقر است ، همچنان كه تمام اهداف انسانى اعم از تربيتى ، اجتماعى ، علمى و فرهنگى ، با مقاومت و بردبارى ارتباط مستقيم دارد .
از اين جهت نهج البلاغه مىفرمايد :
« و عليكم بالصبر فإنّ الصبر من الإيمان كالرأس من الجسد ؛
بر شماست كه صبر و بردبارى به دست آوريد . مقام صبر نسبت به ايمان بسان سر است نسبت به بدن . » ( هيچ بدنى بدون سر مفيد نيست ، همچنان كه هيچ ايمانى بدون روح مقاومت نتيجه بخش نيست . )
تحريف حقايق
از اين بيان روشن گرديد كه صبر ، يك شيوهء اخلاقى سازنده و يك اصل تربيتى است كه اساس پيروزى بر مشكلات را تشكيل مىدهد . متأسفانه متفكران مادى به خاطر دورى از تعاليم مذهبى يا از روى غرضورزى ، اين شيوهء اخلاقى را آنچنان تحريف كرده و از پيش خود براى آن يك معناى غير صحيحى تراشيدهاند و سرانجام ، نتيجه گرفتهاند كه صبر از عوامل تخدير و نشانهء مخدر بودن مذاهب و تعاليم آسمانى است ؛ از نظر اين گروه ، صبر