قدرت او را محدود نموده و افعال انسان را از حوزهء قدرت و تسلط او بيرون ساختهاند » .
بهترين جملهاى كه نمايانگر توحيد در افعال است ، همان جملهاى است كه در نماز ، موقع برخاستن مىگوييم :
« بحول اللّه و قوّته أقوم و أقعد ؛
با قدرت و نيرويى كه خدا داده است ، برمىخيزم و مىنشينم » .
در كار بشر ، قدرت خدا و نيروهايى كه از جانب خداوند به او عطا شده است دخالت دارد ، از اين جهت مىگوييم : به حول و قوهء خدا ، ولى چون اختيار صرف اين قدرتها و نيروها در دست بندگان است از اين جهت مىگوييم : « أقوم و أقعد ؛ بلند مىشويم و مىنشينيم » .
3 . شرك در عبادت در برابر توحيد در عبادت :
هدف از اين شرك ، انتقاد از انديشهء بسيارى از بتپرستان عرب جاهلى است كه تصور مىكردند كه براى تحصيل قرب به بارگاه خداوندى ، بايد موجودات ديگرى را كه به گمان خود در درگاه خدا قرب و منزلتى دارند ، بپرستند تا به اين وسيله در درگاه خدا قرب و مقامى پيدا كنند و منطق آنان ، اين بود كه :
« ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
« 1 » ؛
اين بتها را نمىپرستيم ، مگر اينكه ما را به خدا نزديك سازند » .
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 3 .