بنابراين هرگاه ما يكى از پيامبران و يا معصومان را ندا دهيم ، شرك نخواهد بود ، زيرا هرگز احدى آنان را به عنوان خدايى نمىخواند و هيچگاه ، كسى آنها را نمىپرستد و همهء مسلمانان جهان ، عبادت را از آن خدا دانسته و هيچكسى را شايستهء الوهيت و پرستش نمىدانند .
بر فرض اينكه بگوييم : مقصود از « دعوت » در آيه ، مطلق خواندن و توجه است ، باز آيه شامل اين نوع توسلها نيست ، زيرا همانطور كه توجه داريد ، آيه ، ناظر به آن صورتى است كه ما ، همراه خدا ، خداى ديگرى را بخوانيم ، درصورتىكه هيچيك از معصومان ، نه مقام « مع اللهى » دارند و نه كسى آنان را به اين قيد و شروط مىخواند .
به عبارت روشنتر ، در اين جمله به دو مطلب عنايت شده است :
1 . در آيه ، نهى شده كه كسى را كه مىخوانيم ، همرديف خدا قرار دهيم ، چنانكه مىفرمايد : « مع اللّه ؛ همراه خدا » .
2 . آن كسى را كه همراه خدا مىخوانيم ، معبود خود تصور نكنيم ، و هر دو قيد در دعا و توسل منتفى است .
اولا : هرگز پيامبر و امام را همراه خدا نمىخوانيم ، بلكه آنان مدعو و خوانده شدهء حقيقى خدا هستند .
ثانيا : آيه مورد بحث مىفرمايد : خداى ديگر و همانطور كه گفته شده است ، انديشهء الوهيت دربارهء اين افراد در مغز هيچ
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٩٨