و مغرور دعوت مىكند ، زيرا نكات اخلاقى و اجتماعى مدارا با چنين افراد ، روشن است :
اولا : اگر با آنان به خشونت رفتار شود ، لجاجت آنها تحريك مىشود و در لجاجت خويش راسختر مىگردند و سرانجام از اين خشونت نتيجهاى گرفته نمىشود .
ثانيا : اگر انسان با جاهلان درافتد و به اصطلاح سر به سر آنها بگذارد ، خود نيز مثل آنها شده و از قدر و مقام خود مىكاهد ؛ در اين هنگام چنين فرد ، مقام خود را پايين آورده و خود را در سطح جاهلان قرار مىدهد و سرانجام شخصيت او خوار مىشود و نيرو و وقت او هدر مىرود .
ثالثا : اگر در برابر جاهلان ، به مدارا برخيزيم و سخن تند و خشن و مسخرهآميز آنها را به نرمى جواب بگوييم ، افراد فهميده به حمايت از ما برخاسته و بر ضد جاهل قيام مىكنند ؛ از اين جهت در حديث ، وارد شده است ، اگر با جاهل مدارا شود ، مردم به كمك فرد مداراكننده قيام مىنمايند .
در اين قسمت از زندگى پيامبر ، نكات برجسته و بس آموزندهاى داريم : جوانى آمد و درخواست كرد كه پيامبر گرامى اجازه دهد كه با دختران و زنان مردم عمل منافى عفت انجام دهد . در اين هنگام ، كسانى كه اطراف پيامبر نشسته بودند از استجازهء اين مرد ، سخت ناراحت شدند ، برخاستند تا او را بزنند ؛ پيامبر گرامى مانع شد ، سپس شروع كرد با او به نرمى سخن گفتن ، فرمود :
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٦١