اگر شيطان به صورت بدبختترين موجودات جهان درآمد ، علتش اين است كه غرور و خودخواهى پردهاى ضخيم در برابر ديدگان او پديد آورد ، بهطورى كه با كمال جرأت چنين گفت :
« انا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين ؛ من از او ( آدم ) بهترم ، مرا از آتش آفريدهاى و او را از خاك » . سزاى چنين موجود خودخواهى ، جز اين نيست كه به او گفته شود :
« فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ
« 1 » ؛
از بهشت بيرون برو ، تو مطرودى و تا روز جزا از رحمت من دور هستى » .
او نه تنها خودخواه و سركش بود ، بلكه جاهل و نادان نيز بود .
او از ارزش خاك و اينكه اين عنصر ، منبع ذخاير و گنجها و پديد آرندهء گلها و درختان و پرورندهء داناترين انسانها در دامن خود مىباشد ، آگاهى نداشت . درست است كه انسان از خاك آفريده شده است و خاك عنصر اصلى اوست ، ولى خدا در آن تصرّفاتى كرده ، آن را با روح كه موجود بسيار شريفى است همدم و هماهنگ ساخته ، چنانكه مىفرمايد :
« فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ؛
« 2 »
هنگامى كه آفرينش او به پايان رسيد و از روح خود در آن دميدم ، براى او سجده كنيد » .
هامش
( 1 ) . ص ( 38 ) آيهء 77 و 78 .
( 2 ) . همان ، آيهء 72 .