خضوع در برابر او اشاره كند و مطلب را با برهان و دليل القا نمايد ، مانند :
« أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » ؛
چرا بر خداوندى كه هر مستور و پنهانى را در آسمانها و زمين آشكار مىسازد ، سجده نمىكنيد » .
اگر انگيزهء خضوع ، رحمت گسترده و فيض بىكران باشد كه شامل حال انسان و ديگر موجودات شده است ، باز شايستهترين فرد براى اين كار ، خداوند بخشايشگر است كه رحمت گستردهء او سراسر گيتى و جهان زندگى را فراگرفته و همهء افراد پيوسته مشمول لطف او مىباشند .
آنجا كه قرآن دستور مىدهد كه خدا را به عنوان اينكه رب و مالك مدبّر شماست ، سجده كنيد ، مىخواهد به چنين انگيزهاى اشاره نمايد و برساند كه خدا به دليل نعمتهايى كه در اختيار انسان نهاده و يكى از آن نعمتها ، وجود خود انسان است ، شايستهء سجده و خضوع در برابر اوست ، آنجا كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ
« 2 » ؛
اى گروه با ايمان ! براى پروردگار و صاحب و مالك خود ، ركوع كنيد ، سجده كنيد و او را بپرستيد » .
هامش
( 1 ) . نمل ( 27 ) آيهء 25 .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 77 .