از خدا بىنياز مىسازد ، در صورتى كه هر دو فرضيه ، غلط و نارساست و حقيقت مطلب در بخش توحيد بيان گرديده است .
مولوى مىگويد :
گفت پيغمبر به آواز بلند * با توكل زانوى اشتر ببند
رمز « الكاسب حبيب اللّه » شنو * از توكل در سبب كاهل مشو
رو توكل كن تو با كسب اى عمو * جهد مىكن ، كسب مىكن ، موبهمو
جهد كن ، جدى نما ، تا وارهى * ور تو از جهدش بمانى ، ابلهى
وى پس از نقل انديشهء باطل از برخى كه توكل با كسب و كار سازگار نيست ، به انتقاد از آن پرداخته مىگويد :
گفت شير آرى ، ولى رب العباد * نردبانى پيش پاى ما نهاد
پايهپايه رفت بايد سوى بام * هست جبرى بودن اينجا طمع خام
پاى دارى ، چون كنى خود را تو لنگ ؟ * دست دارى ، چون كنى پنهان تو چنگ ؟
خواجه چون بيلى به دست بنده داد * بىزبان معلوم شد او را مراد