آيا با اين وضع ، جا دارد كه چنين شيوهء اخلاقيى را كه پديدآورندهء روح حماسى و آفرينندهء شهامت در انسان است ، عامل تخديرى خواند و آن را با دست روى دست گذاشتن همراه دانست ؟
توكل بر خدا مانع از توسل به اسباب نيست
جهان طبيعت ، جهان اسباب و مسببات است ، هر بود و نمودى به دنبال علت طبيعى است كه معلول خود را به دنبال دارد ، ولى بايد توجه نمود كه پديدهها و نمودهاى طبيعى ، حركتها و جنبشها ، تحولات و دگرگونيها هرچند در گرو يك رشته علتهاى طبيعى و مادى قرار دارند و تمام بودها و نمودها ، در محيطى سازمان يافته ، گام به پهنه هستى مىنهد ، ولى از نظر يك فرد الهى ، مجموع اين علتها و معلولها به نخستين علت و مبدأ اوّل كه سر سلسلهء تمام جنبشها و تغييرات و تحولهاست بازگشت مىكنند و همهء اين علل و اسباب به فرمان او كار كرده و طبق اراده و خواست او انجام وظيفه مىنمايند .
در بحثهاى توحيدى ، يك قسم از توحيد را توحيد در افعال مىگويند و واقعيت اين قسم از توحيد ، جز اين نيست كه در مجموع جهان ، فقط به يك موجود مؤثر مستقل كه به نام خدا وجود دارد و تأثير علل و اسباب ديگر ، مربوط به اوست ، معتقد گرديم .
درست است كه آفتاب نور و حرارت مىدهد و ماه مىدرخشد و آتش مىسوزاند و هر پديدهء كيهانى و يا خاكى ، داراى اثر خاصى است ، ولى بايد بدانيم كه اين پديدهها هرچه دارند ، همه را از منشأ