عوامل طبيعى و اسباب مادى ، نقطهء مقابل توكل بر خداست ، در صورتى كه در اين آيه ، توجه به كار و كوشش ، در كنار توكل قرار گرفته است و نكتهء آن ، اين است كه هر نوع حركت و جنبش و هر بود و نمودى از جانب خداست و هرگز نمىتوان اسباب مادى را از ارادهء خدا جدا دانست . فرد متوكل از تمام علل مرئى و نامرئى بهره مىگيرد و از خدا استمداد مىجويد تا نارساييهاى كار او را بر طرف سازد و حتى پيامبران نيز كه در مقام اعجاز از علل نامرئى مدد مىگيرند ، دست به دامن توكل مىزنند ، چنانكه قرآن مىفرمايد :
« وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
« 1 » ؛
شأن ما نيست كه معجزهاى براى شما بياوريم ، مگر به اذن خدا . گروه با ايمان بر او توكل جويند » .
گروه با ايمان ، در مقام بازداشتن خويش از ارتكاب گناه ، از توكل بر خدايى كه آنان را در كشمكشهاى درونى كمك كند ، بىنياز نيستند ، چنانكه قرآن مىفرمايد :
« إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ؛
« 2 »
ابليس بر افراد با ايمانى كه بر پروردگار خود توكل مىكنند ، تسلطى ندارد » .
براى آشنايى بيشتر با مفهوم اين روش اخلاقى ، كافى است كه
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 11 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 99 .