واژهء « توكل » با مشتقات مختلف خود در قرآن مجيد ، هفتاد بار وارد شده و اين كثرت ، حاكى از امنيت اين شيوهء اخلاقى است .
متأسفانه اين اصل اسلامى بسان ديگر اصول اخلاقى اسلام ، مانند صبر « 1 » و رضا به قضا و تقدير ، دچار تحريف شده و بدون آگاهى از حقيقت آن ، با معناى كاملا مباين ( به گوشهاى خزيدن ، دست روى دست گذاردن ) تفسير شده است .
در صورتى كه اگر از طريق صحيح با اين ارزش اخلاقى آشنا شويم ، خواهيم ديد كه اين ارزش اخلاقى و الا ، روحى سرشار از حماسه و اعتماد به نفس در آدمى مىدهد و او را از طفيلىگرايى و وابستگى به ديگران ( ما سوى اللّه ) مىرهاند . حقيقت توكل ، چيزى جز انتخاب نايب و وكيل براى خود نيست . راغب در مفردات خود مىگويد :
« التوكيل أن تعتمد على غيرك و تجعله نائبا عنك « 2 » ؛
توكل اين است كه بر ديگرى اعتماد نمايى و او را نايب خود قرار دهى » .
انسان در مواقعى كه با پيچيدگيها و دشواريها مواجه مىگردد و احساس مىكند كه به تنهايى قادر بر حل مشكلات نيست ، كسى را كه توانايى انجام آن كار را دارد ، وكيل خود قرار مىدهد و از اين طريق ، بر قدرت و توانايى خويش توسعه و گسترش مىبخشد .
هامش
( 1 ) . در آخرين بخش اين كتاب درباره صبر به صورت گسترده بحث و گفتگو و نظريهء مخدر بودن صبر به روشنى نقد و رد شده است .
( 2 ) . مفردات راغب ، ص 531 .