نهضت و انقلاب پيامبران در ميان ملت عرب با يك رشته عكسالعملها و واكنشهاى مثبت و منفى ، بسان ديگر دگرگونيها ، توأم و همراه بود . گروهى نداى الهى او را پذيرفته و در گسترش آن ، فداكارى نمودند و گروهى ديگر كه وضع جديد را مزاحم منافع خود مىديدند و يا تعصب بر روش نياكان ، مانع از پيروى از آيين نو بود ، به شدت با آن به مبارزه برخاسته و به جنگ سرد دامن مىزدند و بهگونهاى از رسالت پيامبر اسلام به انتقاد مىپرداختند . « 1 »
بتپرستان با لجاجت و سرسختيهاى خود ، بزرگترين سدّ راه پيشرفت و گسترش اسلام بودند و اگر پيامبر در مدت رسالت سيزده سالهء خود در مكه ، كار چشمگيرى انجام نداد ، بر اثر مقاومت همين گروه لجوج بود كه نه چشم بينايى داشتند و نه گوش شنوا .
نخستين آيهء مورد بحث براى پرورش روح اميد در گروه با ايمان و تحريك و تهييج افراد علاقهمند به پيامبر خطاب مىكند و دستور مىدهد كه در مشكلات و گرفتاريها و بنبستها و دشواريها از توكل بر خداى زنده كه هرگز نمىميرد ، كمك و نيرو بگيرند و از كار و كوشش باز نايستند و خود را براى حل مشكلات آماده سازند ، زيرا توكل بر خدا ، اتكاى به قدرتى است فناناپذير و سنگرى است در دژ استوار ، در برابر دشمن انبوه .
هامش
( 1 ) . انتقادهاى مشركان كه در حقيقت بسان بهانهگيريهاى كودكانه بود ، با پاسخ آنها طى آيههاى 4 ، 5 ، 7 ، 8 ، 21 و 32 همين سوره مطرح شد و برخى از فصلهاى پيشين به بيان اين قسمت اختصاص داشت .