كارى ساخته نيست ، اما تعصب خاصى به روش گذشتگان خود به خرج مىدادند و مىگفتند : حفظ سنن نياكان براى ما لازم است « 1 » ؛ در حقيقت ، معبود واقعى ، تعصبهاى ناروا نسبت به روش نياكان بود كه بخشى از هوا و هوس شمرده مىشود و آنان در درون ، به دست و پاى اين معبود ، بوسه مىزدند و سجده مىكردند ، هرچند در ظاهر بر بتهاى تراشيده سجده مىكردند و در برابر آنها كرنش مىنمودند .
در احاديث اسلامى پيروى از خواهشهاى غلط نفسانى ، مبغوضترين و بدترين معبود باطل در روى زمين شمرده شده است تا آنجا كه هيچ معبود باطلى ، از نظر آثار بد ، پاى آن نمىرسد ، چنانكه فرمودهاند :
« أبغض إله عبد على وجه الأرض الهوى ؛
بدترين معبودى كه در روى زمين پرستش شده ، بت هوا و هوس است » .
بتپرستى ريشههاى ديرينهاى دارد . بتپرستى به آن صورت كه در دوران جاهليت بود ، هرچند در محيط ما وجود ندارد ، اما بتپرستى به معناى هوا پرستى ، نه تنها در ميان ما ريشهكن نشده ، بلكه در حال گسترش است .
ماترياليستها كه ماده را آخرين سرحد وجود و كعبهء آمال
هامش
( 1 ) . قرآن اين روش آنان را در موارد مختلفى يادآورى نموده است ، چنانكه مىفرمايد :« إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ؛ما نياكان خود را بر اين راه و روش ديدهايم و بايد از آنان پيروى كنيم » ( زخرف ( 43 ) آيهء 23 ) .