اشاره شد ، چنين معرفى مىفرمايد : « اين افراد ، گوش شنوا و ديدهء باز ندارند و اگر اين دو موهبت بزرگ را مىداشتند يا به عبارت صحيحتر ، از اين دو موهبت الهى بهرهمند مىشدند ، هرگز حق و حقيقت را به بازى و مسخره نمىگرفتند و به مقاومت در راه باطل ، افتخار نورزيده و هوا و هوس را معبود خود قرار نمىدادند » .
از اين جهت كه آنان گوش شنوا و ديدهء باز ندارند ، بسان چهار پايانند كه جز صدا چيزى نمىشنوند و حقيقت را درك نمىكنند ، چنانكه مىفرمايد :
« أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ؛
مگر تو تصور مىكنى كه بيشتر آنان مىشنوند و يا مطالب تو را درك مىنمايند ، آنان مانند چهار پايانند ، بلكه از آنها گمراهترند » .
چرا گمراهترند ؟ نكتهء آن ، اين است كه حيوان براى تكامل شايستگى ندارد . مرحلهء آنها همان است كه به آن رسيدهاند ، اما انسان از دو چيز تركيب يافته است ، يعنى از جسم و روح ، از ماده و معنا به وجود آمده است ؛ گرچه انسان ، از نظر جسم و ماده ، محدود است و نمىتواند از آن بالاتر برود ، ولى از نظر روح و معنا شايستگى بيشترى دارد ، پس اگر فردى از اين مواهب بزرگ بهره نگيرد ، در اين صورت به اندازهاى بىخرد است كه جا دارد او را گمراهتر از حيوان بخوانيم .
چرا قرآن در ميان مجموع حواس انسان ، تنها از گوش و چشم