چنانكه مىفرمايد :
« وَ إِذا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً ؛
هنگامى كه تو را ببينند ، جز اينكه تو را استهزا كنند ، كارى انجام نمىدهند » .
وظيفهء هر فرد عاقل و خردمندى در برابر ادّعاى هر انسانى ، اين است كه به سخن او بهدقت گوش دهد و اگر ايرادى دارد ، با او به بحث و گفتگو بنشيند ، نه اينكه بدون بررسى دليل و گفتار مخاطب ، او را به باد مسخره گرفته و راه جاهلان را پيش گيرد .
ب ) اين افراد ، بدون اينكه نقطهء ضعفى در مخاطب ببينند ، براساس انگيزهء تكبر و خودخواهى ( كه لجاجت را در روح آنان بر مىانگيزد ) به مخالفت رجال حق و حقيقت برخاسته و بدون اينكه دليلى بياورند به انكار حقيقت مىپردازند و منكر نتيجه مىگردند ، چنانكه مىفرمايد :
« أَ هذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا ؛
آيا همين شخص است كه خداوند او را به پيامبرى برانگيخته است ؟ ! »
اما درباره اينكه چرا او نمىتواند برانگيختهء خدا باشد و چرا رسالت وى اساس ندارد ، دليلى جز لجاجت نداشتند .
2 . از استقامت در لجاجت لذت مىبرند
آنان نه تنها لجوج بودند ، بلكه در لجاجت خويش ، اصرار ورزيده و در راه مخالفت با حقيقت ، استقامت به خرج مىدادند