خردهگيريهاى آنان را روشن مىسازد .
جاى گفتگو نيست كه انتقاد صحيح ، پايهء اصلاح و مايهء تكامل است ، زيرا انتقاد سبب مىشود كه انسان در برنامههاى خود تجديد نظر نمايد و از انتقادهاى مشفقانهء دوستان و افراد بىغرض ، پند بگيرد و مسير زندگى را دگرگون سازد و مسير بهترى را انتخاب كند .
نكوهش قرآن از آنان بدين جهت است كه آنها در انتقاد خود ، حسن نيت نداشتهاند و سرچشمهء تمام خردهگيريهاى آنان ، جز لجاجت و تعصب كور و پيروى از هوا و هوس چيز ديگرى نبوده است ؛ از اين جهت در آيات مورد بحث با شيوهء خاصى به تشريح روحيهء معترضان مىپردازد :
1 . آنان افرادى لجوجند
لجاجت از بيماريهاى روحى است كه فضاى وسيع عقل و منطق را تيره و تار مىسازد . افراد لجوج ، نه تنها از منطق صحيح و استوار پيروى نمىكنند ، بلكه اصرار مىورزند كه سخن و نظر خود را به كرسى بنشانند ، هرچند ، منطق و عقل ، بر ضد گفتار آنها باشد .
افراد لجوج دو نشانهء بارز دارند كه در نخستين آيهء مورد بحث ، به هر دو نشانه اشاره شده است :
الف ) آنان پيوسته به حق و حقيقت بىاعتنا بوده و به جاى خضوع در برابر آن ، هواداران حق را به استهزا و مسخره مىگيرند ،