چيز ديگرى است و آن اينكه آنان با اين بهانهجويىها مىخواهند وجود رستاخيز را نپذيرند تا خود را از مسئووليتها و عواقب دردناك آن كنار بكشند ، چنانكه مىفرمايد :
« بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ ؛
آنان روز رستاخيز را تكذيب نمودهاند » و نقطهء حساسى كه آنها از آن فرار مىكنند ، همين موضوع رستاخيز است ، سخنان ديگر ، همگى بهانه جويى كودكانه است .
ولى اين طرز تفكر آنان بسيار عجيب است ، زيرا بر فرض اينكه از مشاهدهء يك شعلهء عظيم ، چشم خود را بپوشيم و با چشم بسته با آن روبهرو شويم ، هرگز آن شعله ، خاموش نمىشود ، نه تنها خاموش نمىشود ، بلكه كوچكترين اثرى در آن نخواهد گذاشت و به عكس ، خطر برخورد و سوختن با آن ، بسيار بيشتر خواهد شد ، در حالى كه اگر با چشم باز به سوى آن مىرفتيم ، شايد هنگامى كه نزديكتر مىشديم و خطر آن را بيشتر احساس مىكرديم ، پشيمان شده بازمىگشتيم و يا اگر هم بازنمىگشتيم ، لااقل سعى مىكرديم كه برخورد كمترى با شعلههاى سوزان داشته باشيم ، درصورتىكه هيچ كدام از اينها با چشم بسته عملى نيست .
در اينجاست كه قرآن سرانجام شوم و دردناك كسانى را كه وجود روز رستاخيز را تكذيب مىكنند ، چنين تشريح مىكند :
« وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً ؛
براى اشخاصى كه روز كيفر اعمال را تكذيب مىنمايند ، شعلههاى سوزانى را فراهم ساختهايم » .