سپس قرآن در آيات مورد بحث ، قسمتى از صحنهء قيامت را كه از قرار گرفتن اين دسته از گنهكاران در برابر شعلههاى سوزان آن ، پديد مىآيد ، چنين ترسيم مىكند :
« ناگهان چشمهاى خود را باز مىكنند و شعلههاى قهر و غضب پروردگار را - يعنى شعلههايى كه از درون افكار و نيّات و اعمال زشت آنها سرچشمه مىگيرد - در برابر خود مجسم مىبينند ؛ گويا شعلهها چشم دارند ، چشمى تيزبين كه ( همچون يك عقاب شكارى كه از فاصلهء بسيار دور مىتواند شكار خود را ببيند ) آنان را با جاذبهء مرموزى به سوى خود مىكشد » .
جالب اينجاست كه قرآن مىفرمايد :
« إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً ؛
هنگامى كه آتش ، آنان را از نقطهء دور ببيند ( گناهكاران ) جوش و خروش آتش را مىشنوند » .
گويا پيش از آنكه چشمهاى گناهكار طغيانگر به آن بيفتد ، چشم شعلهها به آنها مىافتد و كمكم اين افراد نزديكتر مىشوند و جاذبهء مرموزى آنها را به سوى خود جذب مىكند ، صداى جوشش آتش و فريادها و نالههاى جان خراش آن به گوش جنايتكاران مىرسد و از شنيدن آن ، مو بر بدن آنها راست مىشود ؛ باز هم جاذبهء مرموزى با سرعت و شدت و فشار عجيبى ، آنها را نزديكتر مىسازد و در حالى كه دست و پاى آنها به زنجير كشيده شده به مكان تنگ و كوچكى از آتش پرتاب مىگردند ، چنانكه مىفرمايد :