پس از مرگ به خاك داخل مىشود .
5 [ مريج ] : مضطرب و پريشان و درهم آميخته ، پس گاه مىگويد كه رسول ( ص ) شاعر است ، و گاه جادوگر ، و گاه تعليم ديدهء از يك بشر ، و اين نشان مىدهد كه آنان هيچ حجّت و برهانى در اختيار ندارند كه به آن استناد كنند .
6 [ فروج ] : شكافى خالى از نظام .
7 [ بهيج ] : كه انسان به آن شادمان و در هنگام نگريستن به آن ، به سبب زيبايى و جمالش ، خوشحال مىشود .
9 [ و حبّ الحصيد ] : دانهاى است كه مىكارند و همچون گندم و جو آن را درو مىكنند .
10 [ باسقات ] : بلند .
[ طلع نضيد ] : چيده شدهء بر بالاى يكديگر ، و طلع طرف و فرا گيرندهء ميوه بر روى درخت است .
12 [ أصحاب الرّسّ ] : كسانى كه پيامبر خود را ( رسّوا في الارض ) يعنى زنده زنده در خاك كردند و هلاكش ساختند .
14 [ أصحاب الأيكة ] : و آنان قوم شعيباند كه در نزديكى آنان ايكة قرار داشت كه درختى پر شاخ و برگهاى درهم پيچيده بود .
[ قوم تبّع ] : تبّع پادشاهى مؤمن بود و قوم او كافر بودند و مال و نيروى فراوان داشتند .
15 [ أ فعيينا ] : آيا عاجز مانديم .
17 [ حبل الوريد ] : دو رگ چسبيدهء به گردن در قسمت پيشين آن ، و اضافه كردن حبل به آن براى بيان است ،
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 459
مساهمون: احمد آرام
ص٤٥٩