آنان را مىبينيم كه اسلام خود را بر رسول خدا منّت مىنهند ( و گاه اسلام آوردن براى دست يافتن به متاع دنيا است ) اما ايمان منّتى از خدا بر ايشان است و نه بر عكس . . . و پايان سوره علم خدا را به هر چيز به ياد ما مىآورد .
/ 432 شايد اين آيات با آيات پيشين در اين خصوص هماهنگ است كه گروهى از مردم قصد آن دارند كه دين خود را وسيلهء آن قرار دهند كه به نام اسلام و ايمان بر مردمان برترى يابند و دين را نردبانى براى رسيدن به خواستهاى دنيايى خود سازند ، و اين كانون تمايزى است كه اسلام آن را نمىپذيرد ، و ناگزير بايد اين گونه كسان با قرار گرفتن در معرض امتحان به طاعت و جهاد رسوا شوند .
شرح آيات :
[ 13 ] توحيد رنگ و وسيلهء تمايز جامعهاى است كه دين مژدهء آن را مىدهد ، و يگانگى خداوند سبحانه و تعالى با آن ارزشهاى شركى منافات دارد كه بشر در هنگام دور شدن از وحى الاهى به آنها سقوط مىكند . . . از تقديس پدران و ميراث و آداب گذشته و تمركز پيدا كردن بر گرد محور قبيله و عشيره . . . و تقديس سرزمين و قوم و حزب . . . تا به مقام الوهيت رساندن ثروت و نيرو و رنگ و نژاد .
هرگز چنين نيست . . . انسان برتر از همهء اينها است به شرط آن كه به ريسمان خدا چنگ زند ، و به نور وحى و عقل هدايت شود ، و آن ارزشهاى زوال پذير تنها شركى و كاهندهء از قيمت انسان - دور از آن اعتبارها - نيست كه ديدار او را از حقايق حق خراب و نادرست مىكند ، و او را از معرفت باز مىدارد ، بلكه نيز جاهليت عقب مانده هم هست ، و بشريت نمىتواند گامى به پيش بردارد مگر به همان اندازه از آن ارزشها دور شود .
پس آن كه به پرستش بتان گذشته ادامه دهد ، و ميراث و سنتهاى جاهليت را تقديس كند ، چگونه مىتواند با تحوّلهاى زمان هماهنگ باشد ، و از تجارب ديگران بهرهمند شود ، و با افكار پيشرو رشد كند ؟ و كسى كه بت قبيلهء يا عشيرهء خود را بپرستد ، آيا امكان آن هست كه براى پذيرفتن ارزشهاى مثبت غير آن آماده