تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
/ 402 از امام صادق عليه السلام در بيان عمق صله و ارتباط ميان مؤمنان آمده است : مؤمنان برادران يكديگرند از يك پدر و يك مادر ، و چون بر رگى از يكى از آنان ضربه‌اى وارد آيد ، ديگران به خاطر او بى خواب مىشوند » . « 51 » اين پيوندى روحى است كه از حدود ماده تجاوز مىكند ، و اتصال به غيب دارد ؛ و در حديثى ديگر از امام باقر عليه السلام آمده است كه : جابر الجعفى گفت كه در برابر ابو جعفر حاضر شدم و به او گفتم : فدايت شوم ، بسا هست كه بى آن كه مصيبتى به من رسيده باشد يا گرفتار كارى بوده باشم ، غمناك و محزونم و چنان است كه اهل خانه و دوستانم آن را احساس مىكنند ، و او گفت : « آرى ، اى جابر ! خداى عزّ و جلّ مؤمنان را از طينت بهشتى آفريد و از باد روح خود در آن دميد و به همين سبب است كه مؤمن همچون برادر پدر و مادرى مؤمن است ، پس چون روحى از اين روحها در شهرى از شهرها گرفتار و اندوهناك شود ، ديگران از او محزون مىشوند زيرا كه از اويند » . « 52 » و سؤالى باقى مىماند : چرا اسلام كلمهء اخوّت و برادرى را براى بيان اندازهء علاقه ميان فرزندان خود برگزيد ؟ و سپس چرا اين حالت را به ايمان نسبت داد ؟ اولا : در آن حال كه فرهنگ غربى كلمهء هموطن را براى بيان علاقهء موجود ميان مردمان خود برگزيده است كه از تقديس زمين و ارتباط مردمان به آن و به مصالح مشتركى مربوط مىشود كه گروهى از افراد بشر با يكديگر دارند ، و فرهنگ شرقى كلمهء رفيق را برگزيده و به نقش جريان مبارزه در پيوندهاى اجتماعى خود نظر داشته ، اسلام براى ما كلمهء اخ و برادر را برگزيده است تا از اين مطلب آگاه باشيم كه صله و پيوند ما به يكديگر مادّى و بر اساس ارزش نهادن بر زمين و مصالح نيست ،
هامش
( 51 ) - همان منبع ، ص 264 . ( 52 ) - همان منبع ، ص 266 .