تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
به همان گونه كه به حالت همراهى و رفاقت در سفر اختصاص ندارد ، بلكه اصولى و برخاستهء از رابطهء هر يك از ما با دين خودش است ، تا چنان شود كه دين همچون پدرى شود كه اصل و ريشهء وجود است ، / 403 و هر چه ارتباط ما با اصل نيرومندتر و شديدتر شود ، ارتباط ميان خودمان با يكديگر نيز قوت و شدت بيشترى پيدا خواهد كرد . به همين سبب در حديث مأثور از امام صادق عليه السلام آمده است كه : مؤمن برادر مؤمن است همچون جسد واحد ، كه چون پاره‌اى از آن از چيزى ناراحت شود ، درد آن را در ساير قسمتهاى بدن احساس خواهد كرد ، و ارواح آنان از روحى يگانه به وجود آمده ، و اين كه روح مؤمن با روح خدا پيوندى دارد كه از پيوند شعاع خورشيد به آن سختتر است » . « 53 » وحى اخوت و برادرى را به ايمان ( و نه به اسلام ) نسبت داده است ، بدان سبب كه اسلام تسليم محض به دين است ، در صورتى كه ايمان اثرى در قلب است كه در همهء نواحى زندگى انسان تأثير دارد ، و آنچه مردمان را به سطح برادرى ارتقا مىدهد ، تنها تصديق اساسى به دين نيست ، بلكه به كار بردن آن تعاليم ارزشمند است كه موانع مادى و برخاستهء از مصلحتى را از ميان بردارد كه مايهء جدايى مردمان از يكديگر مىشود .
فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ
پس ميان برادرانتان آشتى برقرار سازيد . چون ما برادران يكديگريم ، ناگزير بايد شكافها و بريدگيهايى را كه سبب جدا ماندن ما از هم است از ميان برداريم ، و موانع را نابود و شكافها را پر كنيم . آيا ساختمانى محكم و استوار را ديده‌اى ، بناى مجتمع ايمانى نيز مىبايستى چنين بوده باشد . و آيا اگر ساختمانى آكنده از سوراخها و شكافها باشد مىتواند عنوان بنيان استوار پيدا كند و زمان بيشترى صلاحيت بقا داشته باشد ؟ معامله و معاشرت روزانهء ميان مؤمنان مستلزم برقرار شدن حالت صلح و صفا
هامش
( 53 ) - بحار الانوار ، ج 74 ، ص 268 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 405 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي