. « 33 »
حكومتهاى ستمگر
الف : آيا آيه حالت قيام كردن عليه حكومت اسلامى را شامل مىشود يا فقط مربوط به اختلاف ميان دو طايفه از مسلمانان است كه در ميان آنان امامى وجود ندارد ؟ آنچه معروف در ميان مفسران است اين است كه حالت نخستين را نيز شامل مىشود و به همين سبب در تفسير آن از حكومت ستمگران سخن گفتهاند ، و از آنچه در صدر / 396 اسلام از جنگهاى ميان اصحاب اتفاق افتاده و مظهرى آشكار از ستم و طغيان بر ضد امام حاكم بوده است .
ظاهرا اين طرز تصور مستند به آن است كه قتال و مبارزهء ميان مسلمانان معمولا عليه سلطه است ، و چون طايفهاى از آنان سلطه را شرعى نبيند ، عليه آن قيام مىكند ، در اين باره حجتى وجود داشته و همچون قيام گروههايى از مسلمانان عليه حكام در دو دورهء تسلط امويان و عباسيان بوده باشد ، يا نه بدين صورت باشد چنان كه در دورهء امام على عليه السلام اتفاق افتاد ، آيه همهء حالات را در بر مىگيرد ، و گواه بر آن است حديث مفصل روايت شدهء از امام صادق عليه السلام كه در آن چنين آمده است : « خدا محمّد را با پنج شمشير مبعوث كرد كه سه تاى از آنها آخته است و هرگز به غلاف باز نمىگردد مگر اين كه جنگ پايان پذيرفته باشد ، و جنگ پايان نخواهد پذيرفت مگر آن زمان كه خورشيد از مغرب خود طلوع كند . . . تا آن جا كه گفت : و امّا شمشير بى امان آن شمشير است كه براى اهل بغى و تأويل كشيده مىشود ( و سپس آيهء كريمه را تلاوت كرد : و إن طائفتان . . . ) پس چون اين آيه نازل شد ، رسول اللَّه گفت : از شما كسانى پس از من بنا بر تأويل به نبرد بر مىخيزند به همان گونه كه من بنا بر تنزيل به جنگ برخاستم ، پس از پيغمبر پرسيده شد كه : آن كيست ؟ و او گفت : پينه دوز كفش خود ، يعنى امير المؤمنين ، پس عمّار بن ياسر
هامش
( 33 ) - الفتح / 29 .