ثانيا : ولايت ، اساس دين است ، و چون پايه و اساس فرو ريزد ، ديگر چه چيز از دين بر جاى مىماند ؟ مگر نه اين است كه دين نظام اجتماعى تكامل يافته است كه بر گرد محور رهبرى شرعى دوران مىكند ؟ پس چون آن از ميان برود همه چيز چنين خواهد شد .
وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ
در حالى كه شما هيچ خبر نداريد .
بزرگترين بيماريها آن بيمارى است كه شخص مبتلاى به بيمارى آن را احساس نمىكند ، چه به درمان آن نمىپردازد و گاه حاضر به درمان كردن آن نمىشود ؛ به همين گونه خطرناكترين گناهان آن گناه است كه شخص گرفتار شدهء به آن از آن با خبر نيست ، بدان سبب كه او را به طرف جهنم مىبرد در صورتى كه او خود را سپارندهء راه بهشت تصور مىكند ؛ و مخالفت با رهبرى از اين گونه گناهان است ، و خداوند متعال گفته است :
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ / 369 سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
بگو كه : آيا مىخواهيد تا شما را از زيانبارترين اعمال خبردار كنيم ، و آن اعمال كسانى است كه كوشش آنان در زندگى دنيا به هدر مىرود و آنان چنان مىپندارند كه نيكوكارى مىكنند » . « 13 » چنان مىنمايد كه نفس بعضى از گناهان را چنان در نظر صاحب آن مىآرايد كه آنها را از جملهء كارهاى نيكو و حسنات به شمار مىآورد ، و گرفتار حالتى شبيه به حالت شخص مبتلاى به بيمارى خواب ( تسه تسه ) مىشود كه اين بيمارى او را چندان به حالت خفته نگاه مىدارد تا چشم از جهان بپوشد ، و هر چه به پايان آن نزديك مىشود ، بيشتر در نافهمى و بىاحساسى فرو مىرود ، و ديگر اين كه باطل شدن و به هدر رفتن عمل خود به خود از امورى است كه احساس كردن و دريافتن آن دشوار است . آيا خيال مىكنى كه اگر به تو بگويند مزد حجى كه به آن رفتى و زحماتى كه براى اين سفر تحمل كردى و مال فراوانى كه در راه آن به
هامش
( 13 ) - الكهف / 103 - 104 .