شايد آيه همچنين انتقاد كردن علنى از رأى و نظر رهبرى رسالى را نهى كرده باشد كه سبب سستى عزيمت امت و كاهش شأن مصدر قرارها و مقررات مىشود .
به همين سبب بعضى گفتهاند كه : حرمت كلام پيغمبر در زمان حاضر همانند حرمت او در حيات خود او است ، و اگر در برابر گروهى كلام او خوانده شود ، بر ايشان واجب است كه هنگام شنيدن آن سكوت كنند ، زيرا كه سخن او وحيى از جانب خدا است . مگر پروردگار ما سبحانه و تعالى نگفته است :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
؟ ، پس همان / 368 ملاكى كه بنا بر آن سكوت كردن در هنگام تلاوت قرآن واجب است ، دربارهء سنّت و حديث رسول اللَّه ( ص ) نيز وجود دارد . و خداوند متعال گفته است :
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا
پس چون قرآن تلاوت شود ، به آن گوش داريد و خاموش بمانيد » . « 12 »
أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ
تا سبب تباه شدن اعمال شما نشود .
چرا سبكى و بى احترامى نشان دادن به رهبرى شرعى سبب هدر رفتن و باطل شدن عمل مىشود ؟ شايد سبب دو امر بوده باشد :
اولا : اين كه بيشتر امور واجب مايهء تربيت نفس و پاك شدن آن از كبر و غرور است . پس اگر نفس طغيان كند و نسبت به رهبرى شرعى تكبر نشان دهد ، معلوم مىشود كه هدف واجبات تحقق پيدا نكرده است ، پس نمازى كه براى پيريزى خودپسندى به جاى خشوع اقامه شده باشد ، باطل مىشود و به هدر مىرود ، و زكاتى كه مايهء ازدياد فاصله و طبقه در امت شود ، و حجّى كه مايهء برترى جويى و تفاخر گزارندهء آن باشد ، و روزهاى كه نفس را به پرهيزگارى بر نينگيزد ، همهء اينها در معرض بى حاصل و باطل شدن قرار دارد ، از آن روى كه به هدفهاى خود تحقق نبخشيده است .
هامش
( 12 ) - الأعراف / 204 .