قريش برابر مىشدند .
از اين انديشه عبرتى مهم عايد ما مىشود ، و آن اين كه لازم است مؤمنان قضايا و اوضاع و احوال گوناگون را به صورتى رسالى مورد تحقيق قرار دهند كه از روشى عينى برخاسته و هدف آن مصالح اسلام بوده باشد ، نه اين كه اميال و عواطف آنان را راضى نگاه دارد .
سپس قرآن به سخن گفتن دربارهء رسول ( ص ) و كسانى از مؤمنان كه در پيرامون او بودند مىپردازد و بيان مىكند كه شخصيت ايمانى آنان داراى دو بعد بود ، بدين معنى كه ظاهر آن عذاب و سختگيرى بر دشمنان خدا را نشان مىداد ، و باطن آن مهربانى و لطف نسبت به يارانى كه در مسير واحد حركت مىكردند ، و در ضمن ما را از انديشهاى مهم آگاه مىسازد ، حاكى از آن كه اصحاب رسول خالى از خطا نيستند و حجتهاى خدا بر خلقش به شمار نمىآيند ، و تنها رسول است كه حجت يا كسى است كه خدا او را به اين سمت منصوب كرده است . و چگونه ممكن است / 336 كسى كه امكان خطا كردن دارد حجت مطلقه بوده باشد ؟ آرى ، مؤمن - هر مؤمن - در آنچه از اعمال و صفاتش كه درست باشد ، براى ديگران حجت است ، و به همين سبب است كه مغفرت و پاداش خدا شامل حال همهء ياران و اصحاب پيغمبر ( ص ) نمىشود ، بلكه تنها در حق مؤمنان راستين كه به اخلاص صحبت رسول را برگزيدهاند و تا آخرين لحظه بر حق استقامت مىورزند ، صدق مىكند .
شرح آيات :
[ 22 ] على رغم نيرومندى قريش و هم پيمانان ايشان كه در ظاهر بر نيروى مسلمان افزونى داشت ، و نيز على رغم اعتقاد ايشان - و شايد اعتقاد بسيارى از مسلمانان - كه جنگ ميان دو طرف را داراى نتيجهاى همچون غلبهء آنان بر حزب اللَّه تصور مىكردند ، پروردگار ما براى فرستادهاش و مؤمنان تأكيد مىكند كه اگر جنگ آغاز مىشد ، مسلمانان بر دشمنان پيروز مىشدند و به بدترين صورت مشركان و كفار شكست مىخوردند .