تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
تأكيدى بر سالم بودن روش و برنامهء رسالى صورت گرفته باشد ، و مردمان بيشتر از ضرورت فرمانبردارى دايمى از اين رهبرى ربانى آگاه شوند ، و نيز آيات به همين مناسبت به دسته‌اى از حقايق اشاره مىكند كه از توجه اذهان دور مانده بود و با اين امر پيوستگى مستقيم داشت . اول : اين كه جنگ خود به خود هدف نيست ، بلكه وسيله براى رسيدن به هدفى است كه اگر بتوانيم بدون جنگ به آن برسيم بهتر است ، و بلكه در آن صورت به راه انداختن جنگ هرگز درست نيست . دوم : رسيدن مسلمانان به هدفهاى خود بدون جنگ چيزى جز دليل بر آن نيست كه خدا آنان را تأييد مىكند ، چه رسيدن به چنين هدفها بدون فداكاريهاى سنگين و دشوار امكانپذير نيست . / 335 سوم : اگر مشركان آتش جنگ را با مسلمانان در مكه شعله‌ور مىساختند ، مسلمانان به فرمان خدا بر آنان پيروز مىشدند ، و اين سنتى الاهى و دايمى است كه تبديل كردن آن امكان پذير نيست ، ولى صورت نگرفتن نه تنها به صلاح مشركان نيست ، از آن روى كه اگر آن را آغاز كنند دچار شكست مىشوند ، بلكه به مصلحت مسلمانان نيز هست . چهارم : اگر جنگ ميان مشركان و مسلمانان در آن روز درگير مىشد ، شايد نمىتوانستند در قلوب مشركان اثرى به اين اندازه عميق بر جاى گذارند ، بلكه بسا مىشد كه مشركان سختى و ناسازگارى بيشتر نشان دهند ، چه ذاتا در قريش و گروه‌هاى ديگر مشابه آن يك مشكل روانى وجود داشت كه به صورت غيرت و حميتى جاهلى قلبهاى آنان را نسبت به مسلمانان خشمگين كرده بود ، پس اگر مسلمانان از مجراى تعصب و نژاد پرستى وارد مىشدند ، و به جاى آن كه پيشامدها و واقعيت را با در نظر گرفتن مصلحت رسالى ارزشيابى موضوعى و عينى كنند ، از واكنشها و عواطف برانگيخته شده پيروى مىكردند ، و در آن اصرار مىورزيدند كه بدون طواف كردن بر گرد خانهء كعبه و تقديم كردن هدى و . . . و . . . باز نگردند - چنان كه گروهى از مسلمانان خواستار آن بودند - در تعصب با كفار و مشركان