بعضى از مفسران گفتهاند كه : اين آيه ، هر چند پيش از فتح و گشوده شدن شهر مكه براى مسلمانان نازل شده ، مقصودش همان فتح است و مؤمنان را به آن بشارت مىدهد ، و ديگران گفتهاند كه : اين فتح اشاره به پيروزى و فتح خيبر است ، ولى آيه چنان كه به نظر مىرسد ، دلالت بر فتح سياسى و فرهنگى مكه دارد كه بر فتح نظامى و جنگى آن پيشى داشت ، و اين فتح سياسى در صلح حديبيه صورت گرفت كه بر اثر آن فتح نظامى و لشكرى اين شهر نيز امكان پذير شد ، و از همان پيروزى اسلام و گسترش آن در جزيرة العرب همچون نتيجهاى به دست آمد ، و از آن نظر چنين است كه هر حركت تازه - و مخصوصا حركتى كه مخالف افكار و عادات مجتمع باشد - در آن مىكوشد كه از جامعهء مورد نظر اعتراف و قبول به دست آورد تا بتواند آزادانه به گسترش و پيشروى بپردازد ، و حركت اسلام - در آنجا كه به جنبه ظاهرى و نه غيبى آن مربوط مىشود - ، در نظر مشركان حركتى برخاستهء از نافرمانى جلوه گر مىشد ، چه جامعهء جاهلى مسلمانان را همچون صائبه و كسانى پيش خود تصور مىكردند كه دين خود را رها كرده و به دين ديگرى در آمدهاند ، و به همين سبب براى حركت آنان شرعيّت و اعتبارى قائل نبودند .
/ 291 اينك اين سؤال پيش مىآيد : در چه زمان حركت رسول اللَّه ( ص ) در آن جامعه مورد اعتراف قرار گرفت ؟
اين كار در صلح حديبيه صورت پذيرفت كه ، از خلال آن ، قريشى كه سرور و آقاى مكه و نواحى ديگر عربنشين بود ، به رسول و پيروانش و رسالتش همچون يك امر حقيقى وقوع يافته اعتراف كرد ، و اين اعتراف مخصوصا در هنگام امضا كردن بندى از آن صلحنامه آشكار شد كه در آن چنين آمده بود : هر كدام از قبائل كه بخواهند به رسول ( ص ) بپيوندند و با او پيمان ببندند ، يا چنين كارى را با قريش انجام دهند ، حق انجام دادن اين كار را دارند . . . و اين بدان معنى بود كه در جزيرة العرب دو حكومت وجود دارد : حكومت قريش و حكومت اسلام .
و عملا گروهى از قبايل - همچون خزاعة - با رسول ( ص ) هم پيمان شدند ، و اسلام به انتشار در نواحى مختلف جزيرة العرب آغاز كرد ، و شايد آثار
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: احمد آرام
ص٢٨٨