را از اين حقيقت آگاه كند ، مثلا از اين راه كه بر سيما و قيافهء آنان نشانههاى نفاق قرار دهد .
وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ
و اگر بخواهيم ، آنان را به تو به صورتى نشان مىدهيم كه از سيما و چهره ايشان را بشناسى ، و عملا بر ظاهر هر يك از آنان علامات نفاق وجود دارد ، ولى جز براى اهل خبره و مؤمنان سيماشناس كه با نور خدا نگاه مىكنند ، آشكار نمىشود . پس مثلا :
مىتوانى منافق را با نظر كردن به چهره و خصوصيات آن ، در آن هنگام كه بانگ دعوت كردن به نماز بلند مىشود ، يا در هنگام دادن زكات يا پرداختن به جهاد يا فرمانبردارى از ولىّ امر بازشناسى ، و مىبينى كه ظاهر چهره چروكيده و همچون پوست خشك شده به نظر مىرسد ، در صورتى كه چهره و سيماى مؤمنين همچون ماه تمام جلوهگر مىشود .
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ
و آنان را از آهنگ سخن گفتن خواهى شناخت .
آرى ، در ضمن سخن گفتن حقيقت سخنگويان آشكار مىشود ، مگر نه اين است كه مرد پنهان شدهء در زير زبان خويش است و :
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
حتّى بنا بر يافتههاى جديد روانشناسى از غلطهاى شخص در ضمن سخن گفتن مىتوان به نهفتههاى نفسانى او پى برد ، و بزرگترين مردان سياست و مكارترين ايشان نمىتواند ايستار حقيقى خويش را در هنگام سخن گفتن پنهان نگاه دارد ، بدان سبب كه كلمهاى كه از دهان خارج مىشود ، اگر راست باشد به لطف و خوشى و آسانى ادا مىشود ، در صورتى كه اگر دروغ باشد جز به دشوارى و تكلف بر زبان نمىگذرد . و لذا امام امير المؤمنين عليه السلام گفته است : « هيچ كس چيزى را در دل نهان نكرد ، جز اين كه در سخنان بى انديشهاش آشكار گشت ، و در صفحهء رخسارش پديدار » . « 42 »
هامش
( 42 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار شمارهء 26 .