/ 268
پس زبون و سست نشويد كه به صلح دعوت كنيد در صورتى كه برترى با شماست
رهنمودهايى از آيات :
تسليم شدن به رسول ( و ولىّ منصوب شدهء از سوى خدا ) گواهى بر راستى تسليم شدن به خدا است ، در صورتى كه جدا شدن از خدا و باز داشتن مردمان از راه او كفر است ، و سبب ابطال و نابودى عمل مىشود . پس ناگزير بايد از رسول اطاعت كنيم كه اين خود ادامهاى از اطاعت خداست ، تا اعمال ما باطل نشود ، و اگر بندهاى كافر بميرد ، خدا او را نخواهد آمرزيد .
قرآن بدين گونه شالودههاى انضباط ( كه به آن در صلح و به صورتى بزرگتر در جنگ نيازمنديم ) و پيروى از رهبرى شرعى را بنيان نهاد ، و سپس مؤمنان را به استقامت و خود را خوار نكردن بر اثر خواستار شدن صلحى ذلتبار ، در صورتى كه خودشان برتر و قويترند ، و اين را مىدانند كه خدا با مؤمنان است و اجر عاملان را ضايع نخواهد كرد ، فرمان داد .
در پايان سياق مؤمنان را به دورى جستن از دنيا كه عبث و بيهوده و لهو است ( مگر اين كه شخص آن را براى آخرت بخواهد كه در اين صورت هدفى عالى محسوب مىشود ) بر مىانگيزد و به مؤمنان متقى وعده مىدهد كه پاداششان را مىدهد و از اموالشان چيزى نمىخواهد . و اگر بخواهد ، آنچه را كه از بخل پنهان كرده است بيرون مىآورد ، مگر نمىبينى / 269 كه چگونه بعضى از مردم نسبت به انفاق ( پارهاى از مال خود ) در راه خدا بخل مىورزند ، در صورتى كه انفاق كردن به معنى ذخيره كردن چيزى براى خود شخص است . پس اگر كسى بخل ورزد ، از خود