باز گرديد » ، « 36 » و امام امير المؤمنين عليه السلام گفته است : « بر شما باد بازگشت به كتاب خدا كه ريسمان استوار است و نور روشنگر و شفاى سود بخش و خوشحالى سودمند است ، و متمسك به خود را از گناه باز مىدارد ، و مايهء نجات كسى است كه به آن متشبّث شود » . « 37 » متدبّر در قرآن آيات آن را دربارهء خود تطبيق مىكند ، و چون از نشانهء عيبى از خود آگاه شود به اصلاح آن مىپردازد ، و اگر از معرفت ناقصى در نفس خود خبر پيدا كند به تكميل آن بپردازد ، يا اگر راه رشدى در آن ببيند به پيروى از آن بپردازد ، يا چون از روشى آميختهء به گمراهى خبردار شود به ترك آن بپردازد .
امام امير المؤمنين عليه السلام در توصيف مؤمنان گفته است :
اما شب هنگام راست برپايند ، و قرآن را جزء جزء با تأمل و درنگ بر زبان دارند ، و اگر به آيهاى گذشتند كه تشويقى در آن است ، به طمع بيارمند و جانهاشان چنان از شوق بر آيد كه گويى ديدههاشان به آن نگران است ، و اگر آيهاى را خواندند كه در آن بيم دادنى است ، گوش دلهاى خويش بدان نهند ، آن سان كه پندارى بانگ بر آمدن و فرو شدن آتش دوزخ را مىشنوند » . « 38 » خلاصهء كلام : آنچه من از تدبر مىفهمم ، جستجوى از تطبيق كردن و به كار بستن آيات است خواه دربارهء خودشان يا دربارهء ديگران . . . ولى تدبّر نيز شرطى دارد كه عبارت از باز بودن در قلب نسبت به قرآن و دور بودن آن از حجابها و قفلها است كه نتيجهاى از احكام پيش از قرآنى و قالبهاى فكرى پيشساخته و تأويلهاى مبتنى بر اساس هوا و هوس و شهوات است .
أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
يا بر دلها قفلهايى زده شده است .
/ 260 گفتهاند كه : قفل از قفيل مشتق شده و آن به معنى بخشى از درخت است كه خشك شده باشد ، و چنان است كه گويى قلب دچار كورى شده و نور قرآن را
هامش
( 36 ) - بحار الانوار ، ج 92 ، ص 17 .
( 37 ) - همان كتاب ، ص 23 .
( 38 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 193 .