تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
بعضى گفته‌اند : انسان به « أشدّ » خود جز در چهل سالگى نمىرسد ، ولى آنچه به ظاهر آيه مربوط مىشود ، بيان دو گونه از بلوغ است ، يكى : بلوغ نخستين است كه فرد را شايستهء وارد شدن به زندگى مىسازد ، و ديگرى : بلوغ تمامتر است كه در چهل سالگى صورت مىگيرد كه در آن رشد ياخته‌هاى مغز سر تكامل پيدا كرده ، و آزمايشهاى زندگى بر روى هم جمع شده ، و آدمى در قله و اوج عمر خود قرار گرفته است كه از آن پس تدريجا به پايان آن مىرسد ، و به همين سبب در حديث آمده است كه شيطان بر چهرهء كسى كه از چهل سالگى گذشته و توبه نكرده است ، دست مىكشد و مىگويد : قربان چهره‌اى كه رستگار نمىشود ! مؤيد آن است اين كه : انسان در چهل سالگى عمر خود نقش فرزندى را ايفا مىكند كه پدر و مادرش نقش خود را در رشد و تكامل او به پايان رسانيده‌اند ، و به همان گونه پدر حالت كسى را مجسم مىسازد كه - به نوبه خود - مشكلاتى را كه پدر و مادرش براى او تحمل كرده بودند چشيده و قدر آنان را دانسته است ، و همچنين از ارزش نعمتهايى كه خداوند متعال به او ارزانى داشته آگاه شده است . پس پيوسته شكر خدا مىگزارد ، ولى هر چه فهم و دريافت او نسبت به زندگى و دشواريهاى آن بيشتر مىشود ، بر عجز خود در سپاسگزارى از خدا آگاهى بيشتر پيدا مىكند ، پس از خدا مىخواهد كه به فضل خود چنان كند كه توفيق سپاسگزارى از آنان را به دست آورد ، چه خاستگاه شكر داشتن نگرشى مثبت به زندگى است ، و همين است كه نيروهاى آدمى را از بند يأس و بد بينى و منفيگرى خلاص مىكند ، و در قلب او تخم دوستى تلاش و سعى و روح نشاط و همت پيشرفت و چشم به راه هدفهاى عالى بودن مىافشاند . / 152
وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ
و اين كه به كار شايسته‌اى بپردازم كه تو آن را بپسندى . » آيه دو معيار را براى صالح بودن عمل به ما الهام مىكند : يكى معيار و مقياس ذاتى كه در سودمندى عمل و صحت آن به حكم عقل و عرف وجود دارد ، و ديگرى مقياس شرعى كه با رضايت خدا تحقق پيدا مىكند كه آن را از طريق