إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ
من به سوى تو بازگشتم و توبه كردم . » / 153 پس در خلال گذشت عمر از چهل بهار زندگى ، گناهان او را از راه پروردگار عزيز و ستودهاش منحرف ساخت ، و اكنون آفت سهو از او رخت بر بسته ، به همان گونه كه لذت شهوت متلاشى شده ، و حوادث روزگار مستى جوانى را زايل كرده است ، و عقل او به مرحله كمال رسيده ، و دانسته است كه راه رستگارى منحصر در بازگشت به سوى خداى عزّ و جلّ است .
اخيرا در يك مجلهء غربى كثير الانتشار مقالهاى خواندم كه از چهل سالگان خواسته بود تا عادات خويش را تغيير ندهند ، و چنان مىنمايد كه نويسندهء آن مقاله بر اين اعتقاد بوده است كه انسان در مثل چنين وقتى ارادهء تغيير ندارد ، و اين هماهنگ با نظريهء ماديگرى در انسان است ، و خلاصه شدن انگيزههاى وى در شهوتهاى دنيوى است كه نزديك چهل سالگى باز گشت پيدا مىكند . و بعضى از آنها كه محركى براى تغيير ندارد متلاشى مىشود ، در صورتى كه بصيرت قرآنى ما را به آن مىخواند كه در سن چهل سالگى توبه كنيم كه در آن عقل به حدّ كمال خود رسيده ، و آتش و جدان و ضمير ملتهب شده و فرصت اصلاح فراهم آمده ، و عوامل خوانندهء به خير و نيكى كردن و اسباب فضيلت در آن در حال رشد است .
بدين گونه چهل سالگى بهترين مناسبت براى انقلاب ذاتى است ، با بازگشت به سوى خدا ، و تسليم شدن به شريعتى كه طرف خطابش عقل است ، و انگيزههاى تلاش به صاحب چهل سال عمر از هر سن ديگرى نزديكتر .
وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
و من از اسلام آورندگانم . » پس اگر در دورهاى از زمان مستى جوانى مرا به تمرّد برانگيخت ، اكنون به گناهكار بودن خويش اعتراف مىكنم ، و براى تو اى پروردگار مهربان با كمال فروتنى به خضوع و خشوع مىپردازم ، و در صفحات تاريخ زندگى خويش به بازرسى مىپردازم ، و اگر فاحشه و گناهى در آن مشاهده كنم ، يا ستمى در حق مردمان ، و غصب حق از ديگران ، و انحرافى در عقيده ، و كجراهى در فرهنگ ، و عادات بد و مانند اينها ، در آن مىكوشم كه به تغيير دادن آنها بپردازم و از عواقب بد آنها به توفيق