تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
كند ، و از گمراهى خارج شود ، اما آن تمرد و طغيانى كه نادانى در كار وى را بر آن مىدارد ، و سبب آن مىشود كه بعضى از فرزندان پدران خويش را به مرتجع بودن متهم سازند ، و دينى را كه به آن دعوتشان مىكنند به نام اساطير و افسانه‌هاى پيشينيان بخوانند ، چيزى جز سفاهت و سبكسرى نيست و در بدى دست كمى از تقديس پدران و تقليد عادات آنان و دست رد بر سينهء خوانندگان به اصلاح ندارد . در اين درس پروردگارمان به ما توصيه مىكند كه در حق پدر و مادرمان احسان و نيكى كنيم كه نمايندهء پيوندى سالم و استوار است و اين راه درست قرار گرفتهء ميان تقليد كور كورانه و گردنكشى سبكسرانه است . و نيز به آن متذكر مىسازد كه عاقبت سبكسرى و تمرد شتابزدگى در تغيير روش بر والدين است كه نتيجه‌اى جز زيان ندارد . در درس پس از آن داستان كسانى را مىخوانيم كه به پيروى از پدران گمراه خود برخاستند ، و دعوت هود ( ع ) را كه آنان را به خدا مىخواند و به اصلاح دعوتشان مىكرد نپذيرفتند و سرانجام ايشان هلاك و دمار بود . / 149 و داشتن ارتباط سالم با پدران نشانه‌اى از ايمان است ، به همان گونه كه ارتباط خارج از متعارف داشتن گردنهء سختى بر سر راه ايمان به شمار مىرود .

شرح آيات :

[ 15 ] آيا وصيت و سفارش با حكم و فرمان چه تمايزى دارد ؟ و چرا در قرآن گاه با وصيت رو به رو مىشويم و گاه با حكم و فرمان ؟ شايد وصيت مربوط به ارزشهايى باشد كه عبارت از محتواى احكام است ، در صورتى كه حكم از نظام سخن مىگويد و آن عملى كردن ارزشها است ، پس در آن جا كه تعبير با حكم باشد ، ناگزير مىبايستى به دقت و قاطعيت ملتزم به حدود و حروف و تفصيلات آن باشيم ، در صورتى كه هنگام تعبير با وصيت ناگزير مىبايستى ملتزم به ارزشها به هر طريق ممكن بشويم ، و نيز به روشى كه عرف آن را مناسب مىداند . هنگامى كه پروردگارمان به عدالت امر مىكند ، تعبير به صورت فعل امر