تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
در مىآيد :
اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى
دادگر باشيد كه آن به تقوى نزديكتر است » ، بدان سبب كه عدالت ارزشى است كه با احكام تفصيلى تحقق پيدا مىكند و با نظامى فراگير ، و اما در آن هنگام كه سخن از احسان به ميان مىآيد ، به صيغهء وصيت و سفارش است ، بدان جهت كه احسان با آنچه ميان عموم مردم متعارف است تعريف و محدود مىشود كه با اوضاع و احوال هر شخصى و روش او بستگى دارد .
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً
و به انسان سفارش كرديم كه با پدر و مادر خود به احسان رفتار كند . » لا بد بايد انسان - هر انسان - نسبت به پدر و مادر خود اهتمام و توجهى داشته باشد كه به درجه احسان برسد ، و آن بالاتر از انجام دادن حقوقى قانونى است كه در اين مورد بايد ادا كند . فرمان دادن به احسان با فرمان دادن به اطاعت اختلاف فراوان دارد ، چه احسان و بخشندگى از دست برتر بر مىخيزد ، و انگيزهء آن احساس قدرت و استقلال است ، و صاحب آن خود تشخيص مىدهد كه چه وقت و چگونه و تا چه اندازه بايد به عملى كردن آن توجه كند ، در صورتى كه طاعت و فرمانبردارى حالت تسليم و خضوع و نداشتن استقلال و بنا بر فرمان رسيدهء به شخص است ، بدون اين كه صاحب آن حقى در معين كردن هر امرى از آن را داشته باشد . اسلام به آن فرمان نداده است كه از والدين طاعت و اطاعت كنيد بلكه گفته است در حق آنان احسان روا داريد ، چرا كه طاعت مخصوص خدا و رسول / 150 و اولى الامر است ، و والدين نمىتوانند حرامى را حلال يا حلالى را حرام كنند ، بلكه به احسان كردن به آنان امر كرده است ، و تجلّى احسان در قبول امرى از ايشان است كه مخالف شرع و عقل نبوده باشد ، و از آن فايده‌اى به ايشان برسد . دليلى كه سياق براى وصيت كردن به احسان نسبت به والدين مىآورد ، مؤمن و كافر هر دو را شامل مىشود ، چه آن را وابستهء به رنجهايى بزرگ مىسازد كه پدر و مادر براى پروردن فرزند خويش متحمل شده بوده‌اند .