خلاصه پدر نشست روى فرش و سَر را نهاد روى زانوى من كه از هرجا غافل بودم : شروع كردند به ذكر شهادتين و آياتى از قرآن خواندن و سفارشان بخصوص به ميان آوردن . . . برادرهاى بزرگتر از خود هم داشتم ، ولى در آن ساعت حاضر نبودند و قرعه فال بنام من بيچاره و افسرده زدند . بلى من هم با تمام وجود گوش مىدادم و وصاياى ايشان را در اعماق درونى خود جاى مىدادم . انگشت بر روى لبهاى خود نهادند كه : « اين حرفها را به كسى نگو ! حالا كه نصيب تو بود ، نزد تو باشد . زندگى درگذر است و آنچه براى انسان مىماند ، تقوى و پرهيزكارى و خدمت به خلق است » . بعد فرمودند كه « صبح زود بيا به منزل زودتر از هر روز » من هم اذان صبح ، خلاف معمول آمدم به منزل و صداى شيون و گريه از خانه بلند بود . . . » « 1 »
وصيت نامه مرحوم قاضى
وصيت كردن ، سنت ديرين و روشى است كه اكثر مردم و همه عالمان به آن عمل مىنمايند . بر طبق روايتى ، رسول خدا حضرتمحمد مصطفى ( ص ) مى فرمايند : « ما ينبغى لامرى مسلم ان يبيت ليلة الا و وصيةُ تحت رأسه ؛ براى هيچ مسلمانى سزاوار نيست شبى را بگذراند ، مگر اين كه وصيت خود را نوشته و زير سرش گذاشته باشد . » « 2 »
يكى از جنبههاى مثبت اين سنت نيكو ، افزون بر سفارش به پرداخت حقوق مردم و تدارك تكاليف بازمانده الهى ، وصيت بازماندگان به تقوا و رعايت حريم خداوند و دعوت به ترك دنيا و عبرتآموزى از تحولات آن مىباشد . در اين راستا ، برخى از وصيتنامههاى علما و دانشمندان ، زبانزد عام و خاص شده است كه از آن جمله مىتوان به وصيتنامه سيدبن طاووس و علامهى حلى اشاره كرد كه در آنها به بهترين وجهى به آنچه يك مسلمان به آن احتياج دارد پرداخته و توجه خواننده به مسائل مبداء و مواد جلب شده است .
وصيتنامه آيت الله قاضى نيز از جمله وصيتنامههاى بسيار مفيد و آموزنده است كه متن آن از اين قرار است :
هامش
( 1 ) - - از يادداشتهاى استاد سيدمحمدحسنقاضى طباطبائى .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 100 ، ص 194 . .