بسم اللَّه الرحمن الرحيم
الحمداللَّه الذى يبقى إلّا وجهه ، و لايدوم إلا ملكه ، والصلاة و السلام على خاتم النبييّن الذى هوالبحر و الائمّه الأطهار من عترته جواريه و فُلكه صلى اللَّه عليه و عليهم ما سُلِكَ سُلكه و نُسِك نُسكه .
و بعد ، وصيت از جمله سنن لازمه است و بنده عاصى ، على بن حسين الطباطبائى چندين مرتبه وصيتنامه نوشتهام و اين كه در اين تاريخ كه روز چهارشنبه ، دوازدهم ماه صفر سنه هزار و سيصد و شصت و پنج ( 1365 ) است . و اين وصيت نامه دو فصل است : يك فصل در امور دنيا فصل ديگر در امور آخرت است . مقدم دارم ذكر دنيا را چنان كه حق تباركتعالى در خلقت و ذكر آخرت مقدم داشته است .
. . . ديگر آنكه از جمله قروض پنجاه تومان است كه مال الوصيت عليين رتبت ، حاج سيد قريش قزوينى است و بعد از ايشان به حاجى إمام قلى رسيده است . و از حاجى امام قلى به والد حقير رسيده است . ( رضوان اللَّه عليهم اجمعين ) ، اين وجه بايد در دست كسى كه اهليت آن را داشته باشد برسد كه در دهه محرم از فائده شرعيه آن عزادارى بكند . چيزى از آن به روضهخوان برسد ، به چاى و قهوه و امثال اين صرف نشود - انشاءاللَّه تعالى .
و اگر شخصى ديگرى را معين كردم ، در حاشيه همين وصيت نامه مىنويسم و بعد از اين اگر تغيير و تبديل به نظر رسيد ، در ذيل نوشته مىشود .
و فصل دوم در امور آخرت و عمده آنها توحيد است . خداى تعالى مىفرمايد : ان اللَّه لايَغفُر أن يشرك به ويغفر ما دون ذلك لمن يشاء « 1 » ، و اين مطلب حقيقتش به سهولت بدست نمىآيد و از اولادهاى بنده كسى تا حال مستعدّ تعليم آن نديدهام و از رفقاء هنوز وصى آخرتى معين نكرده است كه شما را به پيروى او امر كنم . عجالتاً اين شهادت را از بنده تحمّل نمائيد : « أشهد أن لا إله إلا اللَّه وحده لا شريك له ، كما شهد اللَّه لنفسه و ملائكته ، و أولوالعلم من خلقه ، لا إله إلا هوالعزيز الحكيم ، ألهاً واحداً ، أحداً ، صمداً لَم يتخذ صاحبةً ولا ولداً ، و لا شريك له فى الوجود ، و لا فى الالو هية ، و لا فى العبودية . و أشهد اللَّه سبحانه و
هامش
( 1 ) - - نساء : 48 . .