( طَه مِا أنزَلْنا عَليكَ الْقرانَ ليشَقَى إلا نَّذكِرَةً لِمَن يَخشىَ تَنزيلًا مِمَّن خَلَقَ الأرضَ وَ السمواتِ العُلى الرحمن علي العرش استوي لَهُ ما فى السَّمواتِ و مَا فى الارضِ و مَا بَينَهُما وَ مَا تَحتَ التَّرىَ وَ ان تَجهرْ بالقول فإنَه يَعلَمُ السَرَ وَ أخفَى الله لا الَه الًا هُوَ لَهُ الأسماء الحُسنَى ) « 1 »
مرحوم آيت الله سيد محمدحسين تهرانى ( ره ) مىگويد : من از علامه طباطبائى پرسيدم : مراد از اين آيات چيست ؟ آيا مرحوم قاضى خواستهاند بطور رمز صحبت كنند ، و مثلًا بگويند : طىّ الارض با اتصاف به صفات الهيه حاصل مىشود ؟
علامه طباطبائى فرمودند : نه ، برادر ما مردى با هوش و چيزفهم بود ، و طورى مطلب را بيان مىكرد ، مثل آن كه دستورالعمل براى طى الارض را خودش از اين آيات فهميده است و اين آيات بسيار عجيب است ، بخصوص آيه « الله لا الَه الًا هُوَ لَهُ الأسماء الحُسنَى ، چون اين آيه تمام اسماء را در وجود مقدس حضرت حقّ جمع مىكند ، و مانند جامعيت اين آيه در قرآن كريم نداريم . « 2 »
اسرار پوشيده
مرحوم علامه طباطبائى مىفرمودند : « معمولًا ايشان مرحوم قاضى در حال عادى يك ده ، بيست روزى در دسترس بودند ، و مثلًا رفقا مىآمدند و مىرفتند ، و مذاكراتى داشتند ، و صحبتهايى مىشد ، و آن وقت دفعتاً ايشان غيب مىشدند ، و يك چند روزى از چشم مردم دور بودند ، نه در خانه و نه در مدرسه ، و نه در مسجد ، و نه در كوفه ، و نه در سهله ، ابداً از ايشان خبرى نبود ، و عيالاتشان هم نمىدانستند كجا مىرفتند ، چه مىكردند ، هيچ كس خبر نداشت . رفقا در اين روزها به هر جا كه احتمال مىدادند ، مرحوم قاضى را مىجستند ، ولى نمىيافتند ، بعد از چند روزى باز پيدا مىشد ، و درس و جلسههاى خصوصى را در منزل و مدرسه داير مىكردند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - - اين آيات هشت آيه است از سوره 20 طه .
( 2 ) - مهر تابان ، ص 176 .
( 3 ) - مهر تابان ، ص 135 . .