انسان داشت ديده شد . مرحوم قاضى از آن شَبَه سئوال و مقدارى با هم گفتگو كردند ، كه آن شاگرد از مكالماتشان هيچ نفهميد ، ولى چون مرحوم قاضى برگشتند ، گفتند : مىگويد از مُبدَعاتِ إلَهيه بود و هيچگونه اسباب ظاهريه در آن دخالتى نداشته است . « 1 »
سبكبارى
علامه طباطبائى در كشاكش زندگى پربار و توأم با رنجش ، عجايبى بس آموزنده و سودمند داشت ، مىفرمود در ايام تحصيلاتم كه در نجف بودم ، در يكى از سالها ارتباط ما در عراق با ايران بسيار با دشوارى انجام مىگرفت كه خود موجب تنگاهاى مالى و فقدان امكانات اوليه زندگى مىگرديد . اضافه بر مشكل اقتصادى خشونت هوا ، و گرماى زايدالوصف نجف
در آن تابستانهاى طولانى ما را در سختى و فشار قرار مىداد . يك روز كه حسابى از چنين شرايط ناگوار و ناراحت كنندهاى خسته شده بودم و ابرهاى يأس و اندوه آسمان ذهن و انديشهام را مشوّش ساخته بود به خدمت استاد حضرت آيت الله العظمى سيدعلى آقا قاضى رفته و قصه دل به او گفتم و زخمهاى زندگى را برايش تشريح كردم ، استاد با ملاحت خاصى مرا موعظه نمود و به دلداريم پرداخت و آنچنان بيانات شگفتانگيز و موثر او بر صحنه دلم نقش بسته بود كه تمامى آن را زدوده و آرامش خاصى را برايم به ارمغان آورد و آنگاه كه از خدمت آن استاد معظّم مراجعت مىكردم ، گويى آن چنان سبكبارم كه در زندگى هيچ گونه ملالى ندارم . « 2 »
آياتى راجع به طى الارض
علامه طباطبائى مىفرمودند : برادر ما مرحوم آقا سيد محمدحسن الهى قاضى يك روز بوسيله شاگردى كه داشت ، و او احضار ارواح مىنمود - نه با آينه ، و نه با ميز سه گوش ، بلكه دستى به چشم خود مىكشيد ، و فوراً احضار مىكرد - از روح مرحوم حاجى ميرزا على آقاى قاضى رضواناللهعليه راجع به طىّ الارض سئوال كرده بود . مرحوم قاضى رحمةالله عليه جواب داده بودند كه طى الارض شش آيه از اوّل سوره طه است .
هامش
( 1 ) - - مهرتابان .
( 2 ) - آينه عرفان ، حسن ممدوحى ، ص 46 . .